ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا
شراب نور به رگهای شب دوید بیا
ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا
شهاب یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا
ز بس نشستم و با شب حدیث غم گقتم
ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا
به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
به هوش باش که هنگام آن رسید بیا
به گام های کسان می برم گمان که تویی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا
نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا
امید خاطر سیمین دل شکسته تویی
مرا مخواه ازین بیش ناامید بیا
شاعر :سیمین بهبهانی
برچسب:
نویسنده: سید
کنون که دل شده پر خون براي خاطر مجنون
تو اي حقيقت ليلا، خدا کند که بيايي
براي اينکه ببينم پس از غياب هزاره
مزار مخفي زهرا، خدا کند که بيايي
دلم دوباره ز غمها کنون رميده زِهرجا
گرفته بهر تو تنها، خدا کند که بيايي
به انتظار قدومت، دو ديده دوخته ام من
به قفل بسته درها، خدا کند که بيايي
دوباره روز گذشت و نيامدي تو وليکن
براي لحظه فردا، خدا کند که بيايي
ميان عاشق و معشوق، چه جاي قيد و مکاني
چه اين مکان و چه هرجا، خدا کند که بيايي
بدون حُسن تو اي گُل بهار جلوه ندارد
گل شکفته زيبا، خدا کند که بيايي
شاعر : سیمین بهبهانی
برچسب:
نویسنده: سید
سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
خاک وجود ما را گرد از عدم برآید
گر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتد
خلوت نشین جان را آه از حرم برآید
گلدسته امیدی بر جان عاشقان نه
تا ره روان غم را خار از قدم برآید
گفتی به کام روزی با تو دمی برآرم
آن کام برنیامد ترسم که دم برآید
عاشق بگشتم ار چه دانسته بودم اول
کز تخم عشقبازی شاخ ندم برآید
گویند دوستانم سودا و ناله تا کی
سودا ز عشق خیزد ناله ز غم برآید
دل رفت و صبر و دانش ما ماندهایم و جانی
ور زان که غم غم توست آن نیز هم برآید
شاعر : سعدی شیرازی
برچسب:
نویسنده: سید
گریان چو شمع در شب هجران نشسته ام
چون آسمان ستاره به دامان نشسته ام
چون زلف بی قرار تو از بازی نسیم
هر شب میان جمع پریشان نشسته ام
تا از نگاه گرم تو روشن شود دلم
عمریست همچو آینه حیران نشسته ام
تا چون حباب با تو خانه ام شود خراب
در موج خیز سینه ی طوفان نشسته ام
فارغ ز باغبانم و آسوده از بهار
چون لاله ای به کنج بیابان نشسته ام
از شوق پای بوس تو عمریست بی قرارم
مانند اشک در بن مژگان نشسته ام
شاعر :عبدالله الفت
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
ای انتظار سبز؛گل باغ سرمدی
زیباترین بهار حریم محمدی
پایان گرفت با تو شب انتظار ما
ای آخرین ستاره ی زهرا خوش آمدی
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
امین
برچسب:
نویسنده: سید
یا علی
برچسب:
نویسنده: سید
دو نفر مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سیدی میشوند یکی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان (عج) ذکر سفارش شده شیخ را شروع میکند پیش از شب چهلم یکی از فرزندان خانواده سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد مغازه دار میگوید:مادرت هم فقط ما را شناخته فلانی هم هست _اشاره به مغازه دار دیگر-میتوانید از او بگیرید
این شخص میگوید :شب که خوابیدم ناگهان متوجه شدم که از داخل حیاط مرا صدا می زنند بیرون آمدم کسی را ندیدم مجدداٌ خوابیدم باز مرا به اسم صدا کردند...تا سه بار دفعه سوم در منزل را باز کردم دیدم سیدی روی خود را پوشانده است و می گوید:ما میتوانیم بچه هایمان را اداره کنیم ولی می خواهیم شما به جایی برسید.
برچسب:
نویسنده: سید
بى تو حتى مهربانى حالتى از كينه دارد
بى تو مى گويند تعطيل است كار عشقبازى
عشق اما كى خبر از شنبه و آدينه دارد
جغد بر ويرانه مى خواند به انكار تو اما
خاك اين ويرانه ها بويى از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دورى بگويم يادم آمد
عشق با آزار خويشاوندى ديرينه دارد
در هواى عاشقان پر مى كشد با بى قرارى
آن كبوتر چاهى زخمى كه او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگى را مى گشايد
آنكه در دستش كليد شهر پر آيينه دارد.
قیصر امین پور
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
ای انتظار سبز؛گل باغ سرمدی
زیباترین بهار حریم محمدی
پایان گرفت با تو شب انتظار ما
ای آخرین ستاره ی زهرا خوش آمدی
برچسب:
نویسنده: سید
دعا کن طی شود دوران غیبت
به انهایی که مشتاق ظهورند
چو سال بگذرد هر آن غیبت
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
امین
برچسب:
نویسنده: سید
یا علی
برچسب:
نویسنده: سید
دو نفر مغازه دار عهده دار زندگی خانواده سیدی میشوند یکی از آن دو برای تشرف به محضر امام زمان (عج) ذکر سفارش شده شیخ را شروع میکند پیش از شب چهلم یکی از فرزندان خانواده سید نزد او می آید و یک قالب صابون می خواهد مغازه دار میگوید:مادرت هم فقط ما را شناخته فلانی هم هست _اشاره به مغازه دار دیگر-میتوانید از او بگیرید
این شخص میگوید :شب که خوابیدم ناگهان متوجه شدم که از داخل حیاط مرا صدا می زنند بیرون آمدم کسی را ندیدم مجدداٌ خوابیدم باز مرا به اسم صدا کردند...تا سه بار دفعه سوم در منزل را باز کردم دیدم سیدی روی خود را پوشانده است و می گوید:ما میتوانیم بچه هایمان را اداره کنیم ولی می خواهیم شما به جایی برسید.
برچسب:
نویسنده: سید
برچسب:
نویسنده: سید
سوره یونس / آیه شماره ۱۰۷
برچسب:
نویسنده: سید
سوره حجرات ، آیه ۶ ، ترجمه مرحوم استاد الهی قمشه ای
برچسب:
نویسنده: سید
فقر برای مومن از خط گونه اسب خوش نماتر است.
کتاب الایمان والکفر/ص۳۶۵/حدیث۲۲
برچسب:
نویسنده: سید
هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را ترک کند، چه شوخی باشد و چه جدی.
منبع: اصول کافی/جلد۴/صفحه۳۷
برچسب:
نویسنده: سید
حضرت محمد(ص) از خداوند سبحان نقل کرده که حضرت حق فرمود:اگر در روی زمین فقط یک مومن بود،من از دیگر مخلوقاتم بی نیاز بودم وبه طور قطع ایمان اورا برایش مانوس می کردم تا با داشتن آن به کسی نیازمند نشود.
کلیات حدیث قدسی/شیخ محمد ابن حسن حر عاملی/حدیث۲۲۳
برچسب:
نویسنده: سید
هرکه خود رای گردید به هلاکت رسید، وهرکه با مردمان رای برانداخت خود را در خرد آنان شریک ساخت.
نهج البلاغه/کلمات قصار/شماره۱۶۱
برچسب:
نویسنده: سید
((می پذیری؟ عرض کرد بله.امام(ع)فرمود:صبررا متکای خودساز،فقررادرآغوش گیر،لذت ها راواگذار،باهوس مخالفت کن وبدان که هرگز ازمراقبت خداوند بیرون نیستی،پس ببین که چگونه می باشی.))
صحیفه رستگاری. حدیث۵۰۶
برچسب:
نویسنده: سید
{روزی رسول خدا(ص) خطاب به من فرمودند:ای فاطمه،هرکس برتوصلوات بفرستد خداونداوراموردآمرزش خودقرارداده وهرکجای بهشت که من باشم اورابه من ملحق خواهدساخت.}
صحیفه فاطمیه - ص ۱۸۹- حکمت۳۵
برچسب:
نویسنده: سید
براستی که رمضان نامیده شد زیرا گناهان را ازبین می برد.
(منبع:میزان الحکمه،ج۴،ص۱۷۶،حدیث ۷۴۴۱ )
برچسب:
نویسنده: سید